جغرافیای عشق
دستم را که می گیری
جغرافیای زمین را
به هم می ریزی
و تمام دنیا
در طول و عرض عشق
از آنِ من می شود
دستم را که می گیری
جغرافیای زمین را
به هم می ریزی
و تمام دنیا
در طول و عرض عشق
از آنِ من می شود
مهر چيزي نمي دهد مگر خود را، و چيزي نمي گيرد مگر از خود .
مهر تصرف نمي كند ، زيرا كه مهر بر پايه مهر پايدار است .
هنگامي كه مهر مي ورزيد مگوييد "خدا در دل من است "
بگوييد "من در دل خدا هستم "
و گمان مكينيد كه مي توانيد مهر را راه ببريد،
زيرا مهر،اگر شما را سزاوار بشناسد ، شما را راه خواهد برد !
ـــ به يكديگر مـهر بورزيد اما از مهر، بـــنــــد مسازيد .
ـــ بگذاريد كه مهر دريــاي مواجــي باشد در ميان دو ساحــل روح هاي شما.
ـــ جام يكديگر را پر كنيد، اما از يـك جــام ننوشيد .
ـــ از نان خود به يكديگر بدهيد، اما از يك گــرده نـان مخوريد .
ـــ به شادمانی با هم بخوانيد و برقصيد و شادي كنيد، اما بگذارید هر یک برای خود تنها باشد.
همچون سیم های عود که هر یک در مقام خود تنهاست، اما همه به يك آهنگ مي ترنمند .
ـــ دل هايتان را به هم بسپاريد ، اما به اسارت يكديگر مدهيد .
زيرا كه تنها دست زندگي است كه مي تواند دلهايتان را در خود نگه دارد .
ـــ در كنار يكديگر بايستيد ، اما نه تنگاتنگ ،
از آنكه ستون هاي معبد به جدايي بار بهتر كشند ،
و درخت بلوط و درخت سرو در سـايـه يكديگر به كمال رويش نرسند .
جبران خليل جبران
كتاب " پيامبر"
کوچ می کنم
به دیار خیال و حسرت
تقدیرم پر از نداشته هاست