چرا دختران جوان دوست دارند آرايش کنند؟
دکتر هانيه زائر رضايي رنگها زيبا هستند و زيبايي ميآورند؛ وقتي که رنگها روي صورت مينشينند، جذابيتشان صورتکي ميسازد که زيبا و کاملاً متفاوت با نمونه اصلي است ! بله اين واقعيت دنياي امروز است: هر چه خيابانها خاکستريتر ميشوند، تعداد آدمهاي رنگي بيشتر ميشود. نگاهي به گذشته نشان ميدهد که <آراستن> جزو جداييناپذير فطرت انسانهاست. حتي اقوام بدوي و آدمهاي دور از تمدن آمريکاي جنوبي هم خود را با استخوان شکار تزئين ميکردند. بشر در مراحل ابتدايي، از صمغها و خاکهاي رنگين براي آرايش خود استفاده ميکرده است. تاريخ کشور ما هم از اين قاعده مستثني نيست؛ آرايش کردن از خيلي وقت پيش بين زنان ايراني مرسوم بوده. دکتر ويلز که در زمان ناصرالدين شاه قاجار به ايران سفر کرده در سفرنامهخود مينويسد: <زنان اعيان و طبقه بالا، اغلب چهره خود را به کمک وسايل آرايش محلي آرايش ميکنند و يک خال درشت مشکي هم وسط ابروان خود ميکشند که در طبقه کم بضاعت گاه اين خال تبديل به پولک رنگي مي شود.
زنان ايراني، از ساليان قبل گونه ها را با سرخاب سرخ ميکردند و صورت و گردن خود را به کمک پودر سفيداب، سفيد. مژه و چشم ها هم به وسيله سرمه به کلي سياه ميشد. آنها حتي عقيده داشتند که استعمال سرمه چشم را تقويت ميکند و موجب افزايش بينايي مي شود! براي تيره تر شدن ابروها هم از وسمه اي که از ساعت ها قبل آن را جوشانده بودند، دم کرده و آماده ساخته بودند، استفاده ميکردند.
آرايش کردن يا نکردن؟! آرايش کردن يا نکردن؟! نه، مسئله اين نيست. مشکل امروز، تنها در از بين رفتن مرزهاي آرايشي و پائين آمدن سن آرايش است. اگر در گذشته، آرايش از سن وسال خاصي وبه صورت <کم، متوسط و تند> در موقعيتهاي مختلف کاربرد داشت، امروز ديگر مرزي براي آن باقي نمانده. در طول يک قرن گذشته و سرخاب و سفيداب جاي خود را به انواع و اقسام لوازم آرايشي داده اند.
لوازمي که در ابتداي پيدايش خود، جزو اشياي لوکس محسوب نميشدند و فقط نيازي مبرم براي زنان مسنتر و يا افرادي که فيزيک ظاهري زيبايي نداشتند بود، در دنياي امروز به نيازي ضروري در بين اغلب زنان و دختران جوان تبديل شده است. امروز ديگر استفاده از لوازم آرايشي نه برآورد يک خواسته، بلکه يک احتياج اجتماعي است که گاهي نياز به زيبايي از آنجا ريشه ميگيرد! اگرچه هميشه واقعيت گفتني نيست اما در سربستهترين حالت تنها ميتوان نوشت: اين روزها اگر خانمي براي کار به شرکت، موِسسه و... درخواست بدهد و ظاهر و قيافه خود را فراموش کند، در شرايط برابر به لحاظ تخصصي با ديگران، در اکثر مواقع او در آزمون استخدام آخرين نفر خواهد بود؛ مگر اينکه مهارت يا زمينه استثنايي داشته باشد. البته اين تنها يکي از انگيزه هاي قابل نوشتن است!
دکتر حميد نوروزي روانشناس معتقد است که با از بين رفتن مرزهاي آرايشي، سن آرايش هم به عنوان يک متغير وابسته پايينتر آمده و دختران جوان، در سنين پايين، دست به آزمودن رژلب، پودر و رژگونه ميزنند. او ميگويد:<در بسياري از موارد، اين پديده از تيره شدن رابطه با پدرومادرريشه ميگيرد. گروهي از دختران ميخواهند از گروه سني خود پيشي بگيرند. از رهگذر جادوي لوازم آرايش، آنها به آرزوي ديرينه خود براي کوتاه کردن دوره کودکي و نوجواني و به دستآوردن دلخواهترين خواسته خود، <بزرگسالي واستقلال> دست مييابند . وقتي دختري در سن جلوه زيباييهاست و نمي تواند از رنگ شادي در لباس خود استفاده کند، وقتي پدرو مادر، به صورت کنترل شده لباس مورد علاقه را در دسترسش قرار نميدهند، او نيز براي پيدا کردن کساني که مثلاً مانتوي مورد نظرش را تائيد کنند، به پارک کشيده ميشود و چه بسا ناگهان ميان کساني چشمباز ميکند که ديگر براي او زيبايي باقي نمي گذارند.> شايد شما نيز با دختران جوان و نوجواني که با آرايش زاويه دار تند کنار خيابان ايستاده، لباسهاي کثيفي پوشيده و آرايش شب را براي روز به کار بردهاند برخورد کرده باشيد. در مورد او چه فکري کردهايد؟
روانشناسان ميگويندهر چه آرايش تندتر باشد، اعتماد به نفس پايينتر است و افراد خجول از آرايشي استفاده ميکنند که تصور ميکنند برايشان شخصيت بيشتري ميآورد. اغلب آرايش خشن و چشم هايي با زاويه هاي تند مختص آدمهاي بي اعتماد به نفسي است که مي خواهند ديگران باورشان کنند و مورد پذيرش جامعه قرار گيرند. بيشتر آنها فکر ميکنند که در صورت خود نقص عمده اي دارند، اين نقص گاهي آنقدر بزرگ جلوه مي کند که براي رفع آن دست به هر کاري مي زنند. آرايش در اينجا به کاهش اضطراب و افسردگي ناشي از تصور داشتن نقص کمک ميکند. اين افراد آرايش غليظ را نه به خاطر مردان بلکه در واکنش به فروپاشي درون خود انجام ميدهند، يعني تلاش ميکنند ديگران چهره غمگين، ژوليده و پريشان آنان را نبينند.
زيبايي در بحران ، بحران در زيبايي دوران نوجواني دوران کسب هويت مستقل فردي است. يعني به دليل تغيير وتحولات ايجاد شده در نوجوانان براي ايجاد ارتباط با جنس مقابل و دريافت توجه از وي، زيبا بودن و جذاب بودن نه به دليل ايجاد برانگيختگي جنسي در طرف مقابل، بلکه به دليل تا‡ييد هويت خويش و يافتن جايگاهي در دنياي بيرون است. بنابراين تغيير رفتار دختران نوجوان در اين سن، طبيعي است. آنها سعي مي کنند از نظر نوع لباس و آرايش با افرادي که حتي يک سال از آنها کوچکترند، متفاوت باشند. هدف اين تفاوت ايجاد فاصله است. آنها دوست دارند که بزرگ شدن خود را به رخ بکشند. در اين سن آنها بهدنبال يافتن چراهايشان هستند و با يافتن جواب آنها به تصويري ذهني از خود مي رسند. يعني سعي ميکنند که براي خود هويت شخصي قائل شوند ودر اين راستا سوالات بسياري را در مورد دين، مذهب، اجتماع و باورها ميپرسند.
چگونگي پاسخهاي والدين به اين سوالات ، همانقدر که مي تواند به شکل گيري هويت او کمککند، ميتواند مخرب نيز باشد. به اين صورت که در اين دوران دختران نوجوان معمولاً از مادرانشان وپسران نوجوان معمولاً از پدرانشان الگوبرداري ميکنند و اين الگو به تدريج در آنها دروني ميشود. با ورود نوجوان به دنياي بزرگتر و جديدتر، او با ارزشهاي تازه تري از طريق همسالانش آشنا ميشود وبا هنجارهاي جامعه مواجه ميگردد. حال او بايد اين دو شيوه ارزشگذاري را بر هم منطبق کند. هر قدر ارزشگذاري خانواده با ارزشگذاري اجتماع و گروه همسالان هماهنگتر باشد، هويت يابي آسانتر خواهد بود. در صورتي که ارزشها متضاد باشند نوجوان به تعارض بر خورده ودچار سردرگمي در نقش مي شود. معمولاً در چنين زماني نوجوان مجبور مي شود که در خانواده و در ميان گروه همسالان نقشهاي متفاوتي را پيش بگيرد ومثال بارز آن دختران راهنمائي و دبيرستاني هستند که با آرايش غليظ و تند در جامعه ظاهر شده و تمايل شديدي به استفاده از لوازم آرايش دارند. گاه رفتارشان آنقدر زنانه مي شود که مشکل ميتوانيد آنها را از خانمهاي متا‡هل افتراق دهيد. بنابراين پديده آرايش در سنين پايين بستگي زيادي هم به گروه همسالان فرد دارد.
رسانه ها، متهم رديف اول در اين ميان انگشت اتهام، به سوي <وسايل ارتباط جمعي> است، و <ماهواره و سينما> احتمالاً متهمهاي رديف اول! آنها دنياي مد هستند: مد لباس، مو و آرايش! کارشناسان علوم اجتماعي معتقدند با ايجاد و گسترش ارتباطات بين طبقات مختلف يک جامعه و در نگاهي وسيعتر، بين جوامع مختلف، مخصوصاً از طريق رسانه هاي ديداري، افراد به عنوان مخاطب با نمونه هايي آشنا مي شوند که خارج از فرهنگ و آداب و رسوم و ارزش هاي جامعه خودشان است، نمونههايي که به دليل متنوع بودن در اکثر مواقع به الگو تبديل مي شوند. ولي آيا شما هم موافقيد که همه تقصيرها را نبايد تنها به گردن ماهواره و فرهنگ غرب بيندازيم؟ بهتر نيست به جاي اين کار، به نقشي که خودمان درايجاد اين مشکلات ايفا کردهايم توجه کنيم؟
از نو تازه شويم الگوهاي امروزي همراه با آرايش و آراستگي هستند و دختران نوجوان هم در شکلگيري هويت خويش به اين الگوهاي متعارف جامعه نزديک مي شوند. اما نحوه آرايش به ويژگي هاي شخصيتي افراد مربوط است. اگر شرايط فرهنگي خانواده، طرز آرايش نوجوان را طبيعي بدانند، مسلماً خود وي نيز اين اعمال و آرايش را طبيعي قلمداد ميکند، چون در واقع ما ملاک خاصي براي ارزيابي آرايش افراد نداريم و از آنجا که آرايش، ارتباط تنگاتنگي با ارزيابي خود از ميزان جذابيت جسماني دارد، پس کميت و کيفيت آرايش به ميزان رضايت رواني و دروني افراد بستگي دارد. نکته اين است که محدودسازي بيش از حد نوجوانان باعث ميشود آنان خواسته هاي والدين را منطبق با نيازهاي روانشناختي و شرايط اجتماعي امروزي ندانند، در اين صورت آنها در غياب والدين و در خارج از خانه از لوازم آرايش استفاده ميکنند. در کنار همه اينها بايدتوجه داشته باشيد که مخالفت و ستيزهجويي نه تنها تغييري در رفتار نوجوانان ايجاد نميکند بلکه او را شعله ورتر و گستاختر ميکند. نوجوان شما بايد بتواند تشخيص دهد که منظور از زيبا شدن، زدن ماسک دروغين بر چهره و سعي در برتري جويي و جلب توجه ديگران نيست . سعي کنيد به جاي ايجاد خفقان و محدوديت ، مرزها را به فرزندانتان بياموزيد |